«کافه شبانه»

صندلي را پشت به همه گذاشت ، حالا او بود و نماي خودش روي سراميك هاي ديوار مقابل . او بود و خودش ، و بجز آن ،  تصوير زن و مرد ميز كناري  . سايه مرد نگاهي مي كند به چهره اش و زن طناب نگاه مردش را از چشمانش مي گيرد و دنبال مي كند و به او ميرسد كه هنوز زل زده است به سراميك هاي روبرويش . زن طناب را مي چيند و مرد چشمانش را از روي صورتش جمع و جور مي كند . يك جرعه ديگر مي خورد و باز او هست و چهره محو خودش . پهن شدن دوباره نگاه را حس مي كند ، بي اعتنا است و اهميتي نمي دهد ، زن دنباله نگاه را مي گيرد و  به همان نشاني ميرسد . فنجان خالي مي شود به جز يك جرعه آخر. زل مي زند به تصوير  محو خودش و مردي كه نگاهش روي صورتش پهن است و زني كه از دخترهايي كه تنها بنشينند و زل بزنند به خطوط درهم ِ روي سراميك هاي سياه بدش مي آيد. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 13 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
كلاغ سياه قصه هاي دور

صدایم را که در زندان جا مانده در فاصله ی هولناک آدم ها بشنوم و از دست هایم پتکی بسازم چندان گران که برکمر بازجو بنشیند و دیوارهای اوین را فرو ریزد من از این می ترسم که وقتی شما را در کوچه ها و خیابان ها می بینم از ترس جان تان به سلام من هم جواب ندهید و فکر کنید که می شود دیوار را با غمزه های شاعرانه فروریخت و در غم بچه های زندانی مثل پرنده مست کرد و به جان درخت ها افتاد پروائی از بلندی دیوارها ندارم می توانم هنوز هم با کمر خمیده صدای شما را در شهر شهر و سطر سطر دنیا در گوش عابران مرفه بپیچانم.

reza

چه خوب حست لابلاي نوشته موج ميزنه!راستي اين كار كا رو را نميندازي؟عزيز؟!

صنم

در نگاهت رازيست که من نمیفهمم شايد تقصير معلم اول دبستان بود که فقط بخش کردن هجاهای مکتوب را يادم داد ....اهای سالهای دور کجاييد؟دلم تنگ است گاهي برای دنيای کوچک اما صادقانه تان که مجبور نبودم دروغ را ده بار بنويسم و اگر مامان تمام صفحات دفتر مشقم هم را پاره ميکرد يک لبخند کوچک بود که اشکهايم را خشک ميکرد اهای سالهی دور کجاييد

فراز

بد به حال کاشي ساز . كه كاشي هايش اين چنين بي رحمانه نقد مي شوند و از آن بدتر بد به حال ما كه خود را مجبور به خيره شدن به كاشي هاي سياه ميكنيم.

azadeh

بگذار همه بدشان بيايد.من باز هم روبه کاشی ها مينشينم.مهم نيست.هيچ چيز مهم نيست حتی نگاههای مسموم....

بابک

سلام زيبا می نويسيد. موفق باشيد

ehsan

سلام...فقط پست آخری را خوندم....به من هم سر بزن اففح://سشقذشظث-ثسالا.ئهاشدذمخل.زخئ

ehsan

اينم وبلاگ ۲ http://sarbaze-eshgh.mihanblog.com

بانو

سلام وبلاگ جالبی داری . متنهايی که می نويسی تصاوير بديعی هستند که نوشتن و يا حتی انتخابشون کلی سليقه و خلاقيت می خواد. به من هم سر بزن. خوشحالم می کنی. بانو