- احساس دردناکی‌ست کشف مقدار بی‌شرفی خون .

من امشب درد دارم !

- پنجره ها رو ديدم تئاتر جالبی‌ست. من از دکورش خوشم اومد ، بازی بيشتر بازيگراش رو هم دوست داشتم ، اما به نظرم نيازی به وجود راوی نبود و شديدا لازم بود که وسطش به بيننده استراحتی بدهند.

- بالاخره طلسم شکسته شد و من کتاب عقايد يک دلقک رو خوندم .

- ديروز فيلمی ديدم به نام رودخانه ميستيک با بازی شان پن. ( نه پيشنهاد ميشود نه نميشود ديگه اينقدر بزرگ شدين که صلاح خودتون رو ، خودتون بدونين)

/ 4 نظر / 7 بازدید
Rman

کتابش از وبلاگش قشنگ تر بود ؟

Rman

احساس دردناکیست کشف مقدار بی معرفتی خون

yasesefide shab

نه!!!تمام نقشه هام نقش بر اب شد ايدا.اين بار تصميم گرفته بودم اين تاتر رو زودتر از تو برم و تو وبلاگم تعريفش رو کنم اما نشد:(( ولی خوب اشکال نداره همين که من اولين تاتر زندگيم رو ببينم خودش يه پيروزی بزرگه.يه چيزه ديگه در مورد کتابه که معرفی کردی تو چه مايه است؟

mohit aram

ميبينم که جلساتتون رو تعطيل کردين؟ اين فراز بی معرفت هم که به من نگفت همايش عقب افتاده.فقط می خواست ابروی منو ببره