ميراث

ميراثی که از سالهايی دور برايمان مانده ، هديه ايست از پدرانمان و متعلق به ما وهمه مردم دنيا. برايم قابل درک نيست که عملکرد دولتی و رای دادگاهی اين اجازه را به عده‌ای بدهد که يادگار گذشگانمان را چوب حراج بزنند و هر تکه از آنرا در گوشه ای از دنيا رها کنند.نميدانم بعنوان يک ايرانی چه کار مفيدی از دستم برمی‌آيد اما شايد بتوان در اين جامعه اينترنتی که عموما تاثيرگذار است کاری برای الواح گلی تخت جمشيد کرد.

«پوستينی کهنه دارم من ،

يادگاری ژنده پير از روزگارانی غبار آلود.

سالخوردی جاودان مانند.

مانده ميراث از نياکانم مرا ، اين روزگار آلود...

کو ، کدامين جبه زربفت رنگين می‌شناسی تو

کز مرقع پوستين کهنه من پاکتر باشد ؟

با کدامين خلعتش آيا بدل سازم

که‌م نه در سودا ضرر باشد ؟ ...

همچنانش پاک و دور از رقعه آلودگان می‌دار.»

م . اميد

/ 1 نظر / 10 بازدید
Rman

ما خودمان کمر به قتل همه آثار باستانی امان بسته ایم.تپه های باستانی پاسارگاد،نقش جهان،چهار باغ،بیستون، همه و همه در معرض تهدید جدی اند. همه مکان های تاریخی را به امان خدا، زیر آفتاب و باران رها کرده ایم. همین تخت جمشید که این الواح متعلق به آن جاست، سال به سال ویران تر می شود. این همه از آثار ملی ایران در موزه های اروپایی، همه روزه در معرض دید توریست های خوشگل و مو بور قرار دارند. دست ما از همه شان کوتاه است. آنها به صراحت این آثار را دزدیده اند. نمی دانم چرا باز تا نامی از یهود و اسراییل آمد و کک به تنبان دولتیان ما افتاد. چرا ما و سرورانمان درباره سد سیوند و برج جهان نما و متروی چهارباغ و کارخانه پتروشیمی بیستون، لال شده ایم و ناگهان از بی وفایی ینگه دنیایی ها به ناله در آمده ایم ؟