يک گره وجود دارد ، گرهی که باعث شده‌است ذهنم در خوابی چند ساله فرو برود و من آنقدر اميدوار به باز شدنش نشسته ام که حتی خود گره هم خجالت زده شده است. چند روز پيش نامه بيان اين تاسف را بين صفحات کتابی که شبها ميخوانم ـ تا چشمانم خسته شوند و به خواب روند ـ ديدم اما بالاخره گره را بايد جوری باز کرد اگر با دست نشود مجبوری با دندان به جانش بيفتی، حتی اگر نامه ای برای ابراز تاسف و طلب بخشش برايت نوشته باشد.

/ 8 نظر / 7 بازدید
مجید

شما هم اين اولين صبح ماه رمضان را تا صبح بيدار بوديد. اين ماه بر خلاف اسم وبلاگ شما برای هيچ کس ورود ممنوع نيست. پس خوش آمديد.

پیشگو

سلام این ماه ماه مبارک و عزیزی هست. تلاش کن شاید به مبارکی این ماه عزیز بتونی گره ای که توی زندگیت هست رو با دست و نه با دندون باز کنی. برات آرزوی موفقیت میکنم. نماز و روزه ها هم قبول :)

ویشــــنو

ماه مبارک ! با زشترين آدم ها ... صبح های زيبايی را فقط با خود داشته باشی .

علی

هر گرهی با دست باز ميشه . البته اگر و فقط اگر يه نمه دقت کنيم . و اگر برای باز کردن گره ها همه با هم تلاش کنيم . اينجوری بعيد ميدونم گرهی بمونه . موفق باشی

من می باشم

مواظب باش در این ماه مبارک و عزیز سعی نکنی گره را با دندان باز کنی ، چون روزه ات باطل می شود و روزه خوار همانند اسم وبلاگ شما ورودش به بهشت ممنوع می باشد . البته اگر و فقط اگر همه با هم توبه نکیم.

سيمياگر

چه ايرادی دارد؟ شايد گره موهبتی است در اين دوران که فکر فرصت بهم تابيدن ندارد!

نيما امين

شيرين ترين لحظه ی زندگی لحظه ی گذشت است ...